الشيخ علي اكبر النهاوندي
355
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
عمران پدر موسى و عمران پدر مريم ، هزار و هشتصد سال بوده است . بالجمله در حيات القلوب است كه به سند صحيح روايت شده : از امام محمد باقر عليه السّلام پرسيدند : آيا عمران پيغمبر بود ؟ فرمود : بلى ، پيغمبر مرسل به سوى قوم خود بود . حنّه زن عمران و حنّانه زن زكريّا ، خواهر بودند . از حنّه براى عمران ، مريم و از حنّانه براى زكريّا ، يحيى و از مريم ، عيسى به هم رسيد . عيسى ، پسر دختر خالهء يحيى و يحيى پسر خالهء مريم بود و خالهء مادر ، به منزلهء خاله است ، لذا به همين سبب ، عيسى و يحيى را خالهزادهء يكديگر مىگفتند . « 1 » حديث غيبة عمران و هو من الاحاديث الحسان ايضا در كتاب مذكور از امام رضا عليه السّلام روايت نموده كه از ايشان پرسيدند : آيا مىشود پيغمبران خبرى بدهند و خلاف آن به عمل آيد ؟ فرمود : بلى ! در زمان موسى خدا به بنى اسراييل فرمود : به ارض مقدّسه داخل شويد كه خدا بر شما مقدّر كرده و نوشته است . آنها داخل نشدند ولى فرزندان فرزندان ايشان داخل شدند و عمران گفت : خدا مرا وعده داده كه امسال و در اين ماه ، پسرى به من عطا فرمايد كه پيغمبر باشد ، آنگاه غايب شد ، زن او مريم را زاييد و زكريّا او را محافظت نمود . طايفهاى گفتند : پيغمبر خدا ، راست گفته و طايفهاى گفتند : دروغ گفت ، چون عيسى از مريم متولّد شد ، طايفهاى كه عمران را تصديق كرده بودند ، گفتند : اين است كه خدا به عمران وعده كرده بود . ايضا در همان كتاب است كه به سندهاى صحيح و حسن ، از امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است : حق تعالى به عمران وحى نمود : به تو پسر مباركى خواهم بخشيد كه كور را روشن كند ، پيس را شفا بخشد و مرده را به امر خدا زنده كند و او را به سوى بنى اسراييل به رسالت خواهم فرستاد . آنگاه عمران به حنّه ، زن خود بشارت داد كه
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 14 ، ص 202 .